تبليغاتX
صدای پاک

Loading


 

به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدر دانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

 به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر برده عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی...
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 0:43  توسط زهرا ذوالقدر  | 


آسمان رنگ خدا گشت بیا پر بزنیم
باغ خورشید پراز چلچله ها گشت بیا سر بزنیم
فصل مهمان شدن پنجره ها، یادت هست
پشت در جای غریبیست بیا در بزنیم
یک نفر باز مرا در خود من می خواند
پر پرواز نداریم که پرپر بزنیم
باز از مزرعه، من بوی علف می شنوم
جای پروانه چه خالیست بیا پر بزنیم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 0:41  توسط زهرا ذوالقدر  | 

وقتی كبوتری شروع به معاشرت با كلاغها می كند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن كسی كه لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است ( دكتر علی شریعتی)

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشكوه می آفرینند ( دكتر علی شریعتی )

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كویر است ( دكتر علی شریعتی )

اكنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم كه با هر نفس گامی به تو نزدیك تر میشوم . این زندگی من است (دكتر علی شریعتی)

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دكتر علی شریعتی)

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری (دكتر علی شریعتی)
به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد (دكتر علی شریعتی)

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 15:57  توسط محمد جواد دیده جهان  | 

 
آقایون امروزی معتمد به نفس، شیک و مردانه جلوه میکنند. در این بخش ۱۰ نکته مهم جهت حفظ آراستگی یک مرد را ارائه می کنیم تا بتوانید در زندگی خود بهترین بوده و مورد تحسین و تمجید خانمها قرار گیرید.

نکته ۱:

اگر همیشه مطابق سنتان رفتار نمی کنید، چه دلیلی دارد که صورتتان سنتان را برملا کند؟ پس مراقبت های پوستی را فراموش نکنید. استفاده از محصولات مخصوص رژیم پوست، یک شستشوی ساده، اصلاح دقیق، و استفاده از مرطوب کننده، چهره تان را از این رو به آن رو می کند.

نکته ۲:

نوع پوستتان را باید بشناسید تا بتوانید محصولات مراقبی مخصوص پوست خودتان را انتخاب کنید. مثلاً اگر پوستتان چرب است، باید از مرطوب کننده بدون چربی استفاده کنید و اگر پوستتان حساس باشد بهتر است از مرطوب کننده هایی استفاده کنید که ضد آفتاب هم در خود داشته باشند.

نکته ۳:

چشمها روی صورت اهمیت زیادی دارند، چون هم سن واقعی شما را برملا می کنند و هم باید نشان دهند که آنشب هم تا دیروقت سر آن پروژه مشغول کار بیدار نمانده اید. برای از بین بردن پف کردگی چشمها یا لکه های دور چشم، از کرم های مخصوص دور چشم استفاده کنید.

نکته ۴:

اگر می خواهید پوستتان واقعاً سالم و تر و تازه به نظر برسد، در روز مقدار کافی آب بنوشید، حداقل ۵/۱ لیتر.

نکته ۵:

یک آقای شیک باید بداند که چطور باید صورتش را اصلاح کند. اصلاح را حتماً بعد از حمام و با مقدار کافی آب داغ انجام دهید. از تیغ های یکبار مصرف استفاده نکنید، یک تیغ خوب و باکیفیت (از انواع تیغ های دولبه) انتخاب کنید. یک کرم اصلاح باکیفیت خریداری کرده و با برس روی صورتتان بمالید. با دقت اصلاح را انجام دهید و در خاتمه کار هم حتماً از افترشیوهای بدون الکل استفاده کنید. اگر می خواهید ریش داشته باشید، برای مرتب کردن آن حتماً به سلمانی بروید. اگر هم ریش دارید و می خواهید برای را اصلاح کنید، اول در حمام به آن شامپو بزنید، بعد با ماشین موزنی آن را کوتاه کرده و درآخر اصلاح کنید.

نکته ۶:

مراقبت از بدن هم اهمیت زیادی دارد. سعی کنید هر روز صبح حمام کنید و درصورت امکان برای جلوگیری از خشک شدن پوستتان از شامپو بدن استفاده کنید نه صابون های معمولی. برای جلوگیری از عرق کردن زیاد در طول روز از اسپری و دئودورانت ضد عرق استفاده کنید.

نکته ۷:

اصلاح موها باید دقیقاً متناسب با صورت و مدل مویتان صورت گیرد. شاید آخرین مدل مو به صورت شما نیاید به همین خاطر بهتر است از چند متخصص کمک بگیرید. اگر کم مو هستید، تا حد امکان موهایتان را کوتاه کنید. اصلاح جزئی ابروها نیز در این گروه بندی قرار میگیرد. بهتر است کمی از موهای روییده شده در وسط ابروی خود را مرتب کنید.

نکته ۸:

یک رژیم غذایی سالم و متعادل داشته باشید و ورزش کنید. مصرف غذاهای فست فود را در تاحد ممکن کم کنید و تا می توانید از میوه ها و سبزیجات تازه استفاده کنید. اینکار نه تنها احساس نشاط و انرژی بیشتری به شمامی دهد بلکه پوست و مویتان را هم تقویت می کند.

نکته ۹:

در ارتباطات احتمالاً محبور می شوید تا می توانید لبخند بزنید به همین دلیل نظافت دندان ها اهمیت زیادی دارد. حتماً حداقل دو بار در روز دندانهایتان را مسواک کنید و برای رفع بوی بد دهان مسواک را روی زبانتان هم بکشید.

نکته ۱۰:

ناخن ها را بگیرید و تمیز نگه دارید. درصورت امکان از کسی بخواهید که آنها را برایتان مانیکور کند. از بلند کردن یک ناخن دست اکیداً خودداری کنید!!

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 15:56  توسط محمد جواد دیده جهان  | 


درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، بايد نقش بازي کني! نقش آدم بزرگا رو!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، بايد سياست داشته باشي، حتي اگه هيچي ازش ندوني!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، بايد قوانين بازي آدم بزرگا رو ياد بگيري! بازم بايد بازي کني! اما ديگه نه همبازيات بي خطرن و نه اسباب بازيات!!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، بايد همزمان توي چند تا بازي مختلف بازي کني ...

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، اگه توي بازي با همبازيات قهر کردي بايد قهر بموني! بايد ياد بگيري که کينه به دل بگيري! بايد گذشته رو پيش روي همبازيت بياري که يادشون نره! آخه آدم بزرگا قهر و خشم و دعوا رو يادشون نمي ره اما خيلي چيزا رو يادشون ميره که ...

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، بايد خودت و ديگرون رو دير ببخشي تا ...

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، اگه صادقانه و بي ريا باشي، مثل کودکي هات، زشته و بچگونه!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، بايد دروغ بگي، بايد پنهوني اشک بريزي، تازه نبايد گريه کني، حتي وقتي که داري از زور غصه خفه مي شي!!!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، اونقدر کار داري!! که به خيلي کارا! نمي رسي!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، بايد بزرگونه رفتار کني و بزرگونه يعني بچگونه نباشه!!!!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، بچه ها و دنياي بزرگشون رو مسخره مي کني!!!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، بايد استرس هاي بزرگ داشته باشي، بايد نقاب بزني که کسي ندونه کي هستي! بايد بازي کني تا زنده بموني!!!!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، بايد تعريفاتو عوض کني، مطابق دنياي آدم بزرگا...

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، ديگه نبايد بچگونه حرف بزني، نبايد بچگونه و بي ترس با صداي بلند، بخندي، نبايد بچگونه هق هق بزني!!!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، خدا هم اونقدر برات بزرگ مي شه که ديگه دست نايافتني مي شه!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، يادت مي ره که فرشته داري و يادت مي ره که هر روز باهاش حرف بزني!!!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، ديگه با خدا حرف نمي زني، آخه ياد گرفتي که خدا خودش مي دونه، پس چرا بايد وقت بزاري که بگي!!!! وقتت مال کاراي مهمتر بايد باشه!!!!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، دوست داشتنت نبايد بي قيد و شرط باشه!! بايد ياد بگيري که واسه همه چي قيد و شرط بزاري تا بتوني ...

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، بايد قلبت رو بزاري کنار، آخه قلب، مرکز احساساته!! و آدم عاقل، آدم بزرگ عاقل، با مغزش زندگي مي کنه نه با قلبش!!!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، ديگه صداي قلبت رو نمي شنوي، آخه اون قدر، صداهاي جذاب هست، که تو حتي تپش هاي ناموزون گاه و بي گاهش رو هم نمي شنوي!!! نمي شنوي که قلبت از نشنيده شدن چه زجري مي کشه!!!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، يادت مي ره که خدا، امانتش رو توي قلبت گذاشته، بعد همه جا رو مي گردي، دربدر تا امانتي رو پيدا کني!!! بعد يه مدت هم خسته مي شي و کم مي ياري و يادت مي ره که ...

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، خودت رو فراموش مي کني!!!

درد آوره که وقتي بزرگ مي شي، خدا هم دور مي شه!!

درد آوره که بزرگ مي شي و دور مي شي و دور مي شي و دور مي شي...

درد آوره ...

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 15:55  توسط محمد جواد دیده جهان  | 


امام صادق عليه‌السلام فرمودند:

طلبتُ العافية، فوجدتها في العزلة:

تندرستي و رستگاري را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏ گيري (مثبت و سازنده) يافتم.

- و طلبت ثقل الميزان، فوجدته في شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»:

و سنگيني ترازوي اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهي به يگانگي خدا تعالي و رسالت حضرت محمد (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) يافتم.
 
- و طلبت السرعة في الدخول الي الجنة، فوجدتها في العمل لله تعالي:

سرعت در ورود به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براي خداي تعالي يافتم.

- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها في ترك المعصية:

و شيريني عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم.

- و طلبت نور القلب، فوجدته في التفكر و البكأ:

و روشني قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.

-و طلبت نور الوجه، فوجدته في صلاة الليل:

و روشني رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم.

-و طلبت الشرف، فوجدته في العلم:

و بلندي قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم.

- و طلبت الانس، فوجدته في قرائة القرآن:

و آرامش و همدمي را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم.

-و طلبت صحبة الناس، فوجدتها في حسن الخلق:

و همراهي و گفتگوي با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويي يافتم.

منبع : مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 15:54  توسط محمد جواد دیده جهان  | 

خدایا دوست ندارم تا زمانی که زنده هستم مرده باشم!

به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر سفر نکنی!

اگر چیزی نخوانی!

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی!

اگر از خودت قدردانی نکنی!

به آرامی آغاز به مردن میکنی

زمانی که خودباوری را در خود بکشی!

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند!


به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر برده عادات خود شوی!

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی !

اگر روزمرگی را تغییر ندهی!

اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی!

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی!


تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر از شور و حرارت

از احساسات سرکش

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارند

و ضربان قلبت را تندتر میکنند

دوری کنی!

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر هنگامیکه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آنرا عوض نکنی!

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی!

اگر ورای رویاها نروی!

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یکبار در تمام زندگیت

ورای مصلحت اندیشی بروی!


امروز زندگی را آغاز کن

امروز مخاطره کن

امروز کاری بکن

نگذار که به آرامی بمیری

شادی را فراموش نکن

پابلو نرودا

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 15:53  توسط محمد جواد دیده جهان  | 

بدیهى است كه پیامبر بخواهد در این حج همه‏چیزهایى را كه به مصالح مسلمانان و امور سیاسى و دینى آنان مربوطمى‏شد، بیان كند. مهم‏ترین مسأله، حكومت اسلامى بود. چون پیامبر بدرود حیات‏گوید، اعراب كه هنوز اسلام در ژرفاى دل آنها ریشه نداونیده دچارتشتت و اختلاف خواهند شد و دو باره به جنگ و ستیز برخواهندخواست و در نتیجه دین فداى اختلافات خواهد گشت. وحى به او خبر داده بود كه پس از وى حكومت از آن على بن ابى‏طالب‏است. او نخستین كسى بود كه به خدا و فرستاده‏اش ایمان آورد و در راه‏خدا سختیهاى بسیارى تحمل كرد و در قضا و دیگر فضایل انسانى ازدیگران پیش‏تر بود. پیامبر خود چندین بار، این موضوع را به مسلمانان‏تأكید كرده بود. پیامبر نسبت به آینده امت اسلامى، بسیار احساس‏نگرانى مى‏كرد. زیرا به خوبى مى‏دید كه برخى از مسلمانان اندیشه‏حكومت بر مسلمانان را در سر مى‏پرورانند. و تنها بدین خاطر اطراف‏ آن‏حضرت را گرفته‏ اند. 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 9:39  توسط مجتبی شعاع  | 

قابل توجه مسئولین کمیته ها  بنابر اعلام قبلی در خصوص لزوم تهیه نشریه تخصصی توسط  هر کمیته به اطلاع مسئولین ده کمیته تخصصی ودوتیم تخصصی می رساند.طبق جدول زمان بندی شده قبلی مسئولین علاوه بر توزیع نشریه خود بین اعضاء می بایست یک نسخه از نشریه خود را تحویل دفتر انجمن نمایندتا درسوابق آن کمیته درج گردد بدیهی است تاریخ تحویل نیز در سابقه  کمیته درج خواهد شد.    

شورای مرکزی انجمن مهد فرزانگان

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 9:30  توسط مجتبی شعاع 

سی پی یو(central processing unit (CPU یا پردازنده (Processor)؛ یکی از اجزاء رایانه می‌باشد که فرامین و اطلاعات را مورد پردازش قرار می‌دهد. واحدها ی مرکزی پردازش ویژگی پایه‌ای قابل برنامه ریزی شدن را در رایانه‌های رقمی فراهم می‌کنند ؛ و یکی از مهم‌ترین اجزاء رایانه‌ها در حافظه‏ی اولیه ؛امکانات ورودی/خروجی هستند.یک پردازندهٔ مرکزی مداری یکپارچه می‌باشد که معمولاً به عنوان ریزپردازنده شناخته می‌شود. امروزه عبارت CPU‌ها معمولاً برای ریزپردازنده‌ها به کارمی‌روند.
عبارت «central process unit»(واحد پردازندهٔ مرکزی) یک ردهٔ خاص از ماشین را معرفی می‌کند که می‌تواند برنامه‌های رایانه را اجرا کند.این عبارت گسترده را می‌توان به راحتی به بسیاری از رایانه‌هایی که بسیار قبل‏تر از عبارت "CPU" بودند تعمیم داد. به هر حال ؛این عبارت و شروع استفاده از آن در صنعت رایانه از اوایل سال ۱۹۶۰ رایج شد. شکل ,طراحی و پیاده سازی پرازنده‌ها نسبت به طراحی اولیه تغییر کرده‌است ولی عملگرهای بنیادی آن همچنان به همان شکل باقی مانده‌است.
پردازنده‌های اولیه که به عنوان یک بخش از سامانه‏ای بزرگ‌تر که معمولاً یک نوع رایانه‌است ؛دارای طراحی سفارشی بودند. در هر صورت این روش طراحی سفارشی پردازنده‌ها، کاری گران قیمت برای یک بخش خاص، به مقدار زیادی راه تولید را به تعداد زیاد که برای اهداف زیادی قابل استفاده بود را فراهم کرد.این استانداردسازی روند عمومی را در عصر ابر رایانه‏های ترانزیستوری و ریز کامپیوترها گسسته و شتاب‏دار کردن تعمیم مدارات مجتمع(IC)را شروع کرد. یک مدار مجتمع، امکان افزایش پیچیدگی‌ها برای طراحی پردازنده‌ها و ساختن آنها در مقیاس کوچک را (در حد میلیمتر) امکان پذیر می‌سازد. هر دو فرآیند کوچک سازی و استاندارد سازی پردازنده‌ها حضور این تجهیزات رقمی در زندگی مدرن گسترش داد و آن را به فراتر از یک دستگاه خاص مانند رایانه برد.ریزپردازنده‌های جدید در هر چیزی چون خودروها تا تلفن‌های همراه و حتی اسباب بازی‌های کودکان وجود دارند.

مدت زمان انجام یک کار به‌وسیله رایانه، به عوامل متعددی بستگی دارد که اولین آنها، سرعت پردازشگر رایانه‌است. پردازشگر یک تراشه الکترونیکی کوچک در قلب کامپیوتر بوده و سرعت آن بر حسب مگاهرتز سنجیده می‌شود. هر چه مقدار این پارامتر بیشتر باشد، پردازشگر سریعتر خواهد بود و در نتیجه قادر خواهد بود، محاسبات بیشتری را در هر ثانیه انجام دهد. سرعت پردازشگر به عنوان یکی از مشخصه‌های یک کامپیوتر به قدری در تعیین کارآیی آن اهمیت دارد که معمولاً به عنوان یکی از اجزای تشکیل دهنده نام کامپیوتر از آن یاد می‌شود. تراشه پردازشگر و اجزای الکترونیکی که آن را پشتیبانی می‌کنند، مجموعا به عنوان واحد پردازش مرکزی یا CPU شناخته می‌شوند. واحد پردازش مرکزی واحد محاسباتی و کنترلی رایانه‌است که دستورالعمل‏ها را تفسیر و اجرا می‌کند. کامپیوترهای بزرگ و ریزرایانه‌های قدیمی بردهایی پر از مدارهای مجتمع داشته‌اند که عمل پردازنده را انجام داده‌است. واحدهای پردازش مرکزی، تراشه‌هایی که ریز پردازنده نامیده می‌شوند، امکان ساخت کامپیوترهای شخصی و ایستگاه‌های کاری را میسر ساخته‌اند. در اصطلاح عامیانه CPU به عنوان مغز رایانه شناخته می‌شود.

ترانزیستور های گسسته و مدارات مجتمع (واحد پردازش مرکزی)

پیچیدگی طراحی پردانده‌ها هم‌زمان با افزایش سریع فن آوری‌های متنوع که ساختارهای کوچک‌تر و قابل اطمینان تری را در وسایل الکترونیک باعث می‌شد، افزایش یافت. اولین موفقیت با ظهور اولین ترانزیستورها حاصل شد. پردازنده‌های ‍‍ترانزیستوری در طول دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی زمان زیادی نبود که اختراع شده بود و این در حالی بود که آنها بسیار حجیم، غیر قابل اعتماد و دارای المانهای سوئیچینگ شکننده مانند لامپ‌های خلا و رله‌های الکتریکی بودند. با چنین پیشرفتی پردازنده‌هایی با پیچیدگی و قابلیت اعتماد بیشتری بر روی یک یا چندین برد مدار چاپی که شامل قسمت‌های تفکیک شده بودند ساخته شدند.

در طول این مدت، یک روش برای تولید تعداد زیادی ترانزیستور روی یک فضای فشرده نظر اکثریت را به خود جلب کرد. مدارات مجتمع (IC)‌ها، این امکان را فراهم کردند که تعداد زیادی از ترانزیستورها روی یک پایه نیمه رسانا لایه لایه شده یا «چیپ»ساخته شوند. در ابتدا تنها مدارات غیر تخصصی پایه مانند گیتهای منطقی NOR به صورت مدارات مجتمع ساخته شدند. پردازنده‌هایی که بر اساس چنین واحد سیستم پایه‌ای مدارات مجتمع ساخته شدند به طور کلی جزو مدارات مجتمع مقیاس کوچک (SSI) محسوب می‌شدند.مدارات مجتمع SSI مانند آنچه که در راهنمای کامپیوتر آپولو آورده شده، معمولاً شامل ترانزیستورها با تعداد ضرایبی از ۱۰ می‌باشند. ساخت یک پردازنده یکپارچه و بی عیب و نقص بدون استفاده از مدارات مجتمع SSI نیازمند هزاران چیپ مجزا می‌باشد، اما همچنان مقدار حجم و توان مصرفی بسیار کمتری نسبت به طراحی به وسیله مدارات ترانزیستوری گسسته نیازمند است.چنین تکنولوژی میکرو الکترونیک پیشرفته‌ای باعث افزایش تعداد ترانزیستورهای موجود در ICها شد و بدین ترتیب کاهش تعداد ICهای منفردی را در پی داشت که به یک پردازنده کامل نیاز داشتند. درمدارات مجتمع سری MSI و LSI (مدارات مجتمع مقیاس متوسط و بزرگ) میزان ترانزیستورها تا صدها و سپس تا هزاران ترانزیستور افزایش یافت.در سال ۱۹۶۴ شرکت IBM سیستم معماری ۳۶۰ کامپیوتر را معرفی کرد که در یک سری از کامپیوترها که می‌توانستند یک برنامه را با چندین سرعت و شکل مختلف اجرا کنند مورد استفاده قرار گرفت. این کار در زمانی که بیشتر کامپیوترهای الکترونیکی با یکدیگر نا سازگار بودند، حتی آنهایی که توسط یک کارخانه ساخته می‌شدند، بسیار حائز اهمیت بود. به منظور تسهیل در چنین پیشرفتی شرکت IBM از یک راهکار به نام ریز برنامه (ریز دستورالعمل)استفاده کرد، که همچنان به صورت گسترده‌ای در پردازنده‌های مدرن مورد استفاده قرار می‌گیرد. سیستم معماری ۳۶۰ آنچنان به شهرت رسید که چندین دهه بر بازار سیستم‌های کامپیوتری قدرتمند حکمفرما بود و چیزی از خود بر جای گذاشت که روند آن همچنان نیز به وسیله کامپیوترهای مدرن مشابه مانند کامپیوترهای سریZ شرکت IBM ادامه دارد. در همان سال (۱۹۶۴) انجمن تجهیزات دیجیتالی (DEC) یک کامپیوتر قدرتمند با هدف کاربرد علمی و تحقیقاتی به بازا عرضه کرد (PDP-۸.(DEC بعدها یک سیستم با نام PDP-۱۱عرضه کرد که به نهایت شهرت دست یافت و این سیستم در اصل با مدارات مجتمع SSI ساخته شده بود با این تفاوت که نهایتا با اجزاء LSI تکمیل شده بود و به یکباره به کاربرد عملی رسید. بر خلاف SSI و MSIهای قبلی، اولین پیاده سازی LSI از PDP-۱۱ شامل پردازنده‌های مرکب از چهار LSI مدار مجتمع می‌باشد.(انجمن تجهیزات دیجیتالی ۱۹۷۵)

کامپیوترهای با ترانزیستور پایه دارای چندین مزیت ممتاز بود. گذشته از تسهیل و ساده سازی، قابلیت اعتماد بالا و توان مصرفی پایین تری داشتند. ترانزیستورها همچنین به پردازنده‌ها اجازه می‌دادند تا با سرعت بالاتری مورد استفاده قرار گیرد و این به علت زمان سوئیچینگ کوتاه یک ترانزیستور در مقایسه با یک لامپ الکترونی یا رله می‌باشد. در نتیجه برای هر دو حالت افزایش اعتماد و متناسب با آن افزایش چشمگیرسرعت، المانهای سوئیچینگ پالس ساعت پردازنده در دهگان مگا هرتز در طول این دوره بدست آمد. به علاوه زمانیکه ترانزیستورهای گسسته و ICهای ریزپردازنده‌ها مورد استفاده زیادی قرار گیرند، طراحی‌های جدید با کیفیت بالا مانند SIMD (دستورالعمل‌های منفرد بااطلاعات چندگانه) پردازنده‌های جهت دار آشکار می‌شود. این طراحی آزمایشگاهی اخیر بعدها باعث شکل گیری عصر تخصصی ابر کامپیوترها مانند نمونه ساخته شده توسط کری اینک گردید.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 23:54  توسط زهرا ذوالقدر  |