تبليغاتX
صدای پاک

چند روز مونده تا نوروز


جستجو در صداي پاك

Loading


به نام اوکه عالم رابراساس "حساب" و"هندسه" آفرید.آری به نام اوکه همه چیزدنیارابراساس حساب استوار کردوبرپایه هندسه نظم بخشید.

امیدواریم روزهای زندگی اتان سرشار از تلاشهای مثبت ومنطبق برخط راست ودرجهت رسیدن به خدای یگانه باشد.

جریان اندیشه های زلال سرزمین فکر ما را آبیاری وسرسبز می کند،پس چه نیک است سرگذرگاه جریان اندیشه های خود بنشینیم و از زاویه بالا آن را تماشا کنیم .اگر دو ضلع زندگی "امید" و "عمل" باشد،زاویه زندگی به لطف خدا همواره منفرجه است.

بدان که امید را باید به منزله مرکزی دانست که کلیه امور بشری مانند دایره پیرامون آن می چرخد وعمل همان تلاش های مثبت اوست که اورا به مقصد می رساند.

اگر حساب عمرمان را داشته باشیم آدم حسابی می شویم.بنابراین از حساب امور زندگی خود غافل نشویم چرا که ذات حق دائم به کار حساب مشغول است.اگر چه منطق ضامن سلامت کار یک ریاضیدان است ولی منبع تغذیه او نیست نان روزانه او را مسائل مهمتر،که موجب پیشرفت اومی شوند تامین می کند.

چه زیباست در رفتار با دیگران خوبی ها را جمع کنیم،بدی ها را تفریق نماییم،شادی ها را ضرب نماییم،غم ها را تقسیم نموده،از نفرت ها جذر بگیریم ومحبت ها را به توان برسانیم .

هندسه شخصیت خود را با خطوطی منظم وراست ترسیم کنیم و فراموش نکنیم که یک انسان مسئول باید زندگی فردی اش را بر دو اصل منفی استوار کند تا زندگی اجتماعی و اقتصادی اش همواره بر اساس اصل مثبتی پایدار بماند :اول آنکه بیش از نیاز نخواسته باشد تا برای کسب آن خود را به خفت بیندازد .

دوم آنکه بیش از نیاز نداشته باشد تا برای حفظ آن درهراس بیفتد .

در زندگی خودآزادگی پیشه کن وفراموش نکن ،آنانکه دل به "عرض "یک  صندلی بسته اند در "طول" زندگی اسیر بوده اند .

در انتخاب دوستان وهمنشینانت دقت کن وهمیشه آنان را از میان دانایان وخردمندان برگزین زیرا خردمند با خردمند سازگار است اما نادان نه با دانا سازگار است نه با نادان دیگر،چونان که خط راست برخط راست دیگر منطبق می شود اما خط ناراست نه بر ناراست دیگر منطبق می شود نه بر راست .

با معادله زیبای زندگی سعی برآن داشته باش که جدولی مصفا و رسمی دل آرا در حل مختصاتxوy ها

شیبی به سوی کمال بی نهایت کشیده گردد تا به مراد خود برسی .

نور حق و شعاع پرتو جمال محمد (ص) در کانون قلبتان هم راس باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 17:49  توسط سمیه ضرغام پور  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 16:5  توسط افشین لاله  | 

 

دنیای عزیز:

پسر من امروز به مدرسه میرود.تا یک مدت مدرسه برای ا و عجیب و تازه

خواهد بود. آرزو می کنم که ای کا ش با او ملایم باشی .

میدانیکه تا حالا او سلطان خا نه بوده ا ست.او رئیس خانواده بوده و من همیشه مرحمی بر زخمهایش بوده ام و همیشه دردهای او را تسکین می دادم. اما حالا شرایط تغییر می کند. امروز صبح ، از پله ها پایین می رود، به من دست تکان می دهد و وارد ماجرای بزرگ زندگی خود می شود که احتمالا جنگ وتراژدی و غم و غصه در پی دارد.

برای زندگی کردن در این دنیا او باید اراده داشته باشد ولازمه ی آن اراده ،عشق و ایمان وجرات است. بنابراین ، ای دنیا ،آرزو می کنم طوری دست جوان او را بگیری و چیزهایی را به یاد بدهی که باید یاد بگیرد.

به او یاد بده اما با ملایمت،اگر می توانی. به او بیاموز که در مقابل هر آدم رذلی یک قهرمان قرار دارد و اینکه در مقابل هر سیاست مدار متقلب یک رهبر متعهد قرار دارد ودر کنار هر دشمن دوستی هست.

شگفتی های موجود در کتاب را به او یاد بده. به او فرصت بده تا در مورد راز ابدی پرندگان آسمان ،زنبورهای عسل که در زیر نور خورشید کار میکنند، و گلهای باغهای سر سبز اندیشه کند.

به او یاد بده که شکست خوردن شرافتمندانه تر از تقلب کردن است.

 به او یاد بده که به عقاید خود ایمان داسته باشد، حتی اگر دیگران به او بگویند که عقاید تو اشتباه هستند .

به او یاد بده که جسم خود را به کسی بفروشد که در مزایده برنده شده است، اما هرگز بر قلب و روح خود قیمتی نگذارد.

 به او یاد بده که به حرفها وانتقادهای مردم گوش دهد...و اگر فکر می کند که حق با اوست مقاومت کند وباآنها بجنگد.

ای دنیا همه چیز را با ملایمت به او یاد بده ، اما او را نوازش نکن، زیرا مرغوبیت پولاد در برابر آتش معلوم میشود. این سفارش مهمی است ،اما ببین چکار میتوانی بکنی. او یک پسر بچه کوچک لطیف وحساسی است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 13:51  توسط لیلا راستگو  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 7:55  توسط افشین لاله  | 

امروزه بیشتر مردها به طرف زیبایی ظاهری زنان جذب می شوند، اما آیا چیزی که به چشم می بینید، زیبایی واقعیست؟

ما در جامعه ای زندگی می کنیم که بیشتر نگاهها بروی خانم های جذابتر است، تمامی تبلیغات تلویزیونی، فیلمها، مجله ها، ... برای جلب توجه، از چهره های زیبا و جذاب استفاده می کنند. هرروز شاهد زنان و مردهایی (به خصوص زنها) هستیم که با عمل های جراحی زیبایی، دوست دارند خود را زیباتر جلوه دهند. با وجود زیباپرستی جوامع امروزی، موضوع زیبایی و وسواس در بیشتر زنها، حس رقابت را به وجود آورده است.

اما سوال اینجاست که آیا مهمترین معیار برای زنان، زیباییی ظاهریست؟ چرا برخی  حتی تا حد مرگ برای زیبا شدن پیش می روند؟! و سوال مهمتر اینکه، براستی چه معیارهایی یک زن را زیباتر جلوه می دهد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 18:42  توسط محسن شعاع  | 

 امت فاکس، نویسنده و فیلسوف معاصر، هنگامی که برای نخستین بار به آمریکا رفته بود برای صرف غذا به رستورانی رفت . او که تا آن زمان، هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست با این نیت که از او پذیرایی شود . اما هر چه لحظات بیشتری سپری می شد ناشکیبایی او از اینکه می دید پیشخدمت ها کوچکترین توجهی به او ندارند، شدت گرفت . از همه بدتر اینکه مشاهده می کرد کسانی پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب های پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند . او با ناراحتی به مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود نزدیک شد و گفت: ...
 من حدود بیست دقیقه است که در اینجا نشسته ام بدون آنکه کسی کوچکترین توجهی به من نشان دهد .

 حالا می بینم شما که پنج دقیقه پیش وارد شدید با بشقابی پر از غذا در مقابلتان اینجا نشسته اید! موضوع چیست؟ مردم این کشور چگونه پذیرایی می شوند؟
 مرد با تعجب گفت: ولی اینجا سلف سرویس است. سپس به قسمت انتهایی رستوران جایی که غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد: به آنجا بروید، یک سینی بردارید و هر چه می خواهید، انتخاب کنید، پول آن را بپردازید، بعد اینجا بنشینید و آن را میل کنید !
 امت فاکس، که قدری احساس حماقت می کرد، دستورات مرد را پی گرفت. اما وقتی غذا را روی میز گذاشت ناگهان به ذهنش رسید که زندگی هم در حکم سلف سرویس است .

 همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعیت ها، شادی ها،شادی ها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آن چنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که چرا او سهم بیشتری دارد؟
 و هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است. سپس آنچه می خواهیم برگزینیم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 18:39  توسط محسن شعاع  | 

 

فراموش نکن ...

هر نوع عملی که بر اساس ایمان باشد ,مورد لطف خداوند است .

یادت باشد گناه یعنی هر چیزی که باعث شود روح تو تعالی پیدا نکند .

به یاد داشته باش اگر تو تجربه ای از عشق نداشته باشی آنوقت هیچ تجربه ای از عبادت نخواهی داشت.

بخاطر بسپار در ملکوت جائی برای پیشداوران و ناسازگاران نیست.

یادت باشد اعتراف به ایمان  یک انسان ,در اعمال اوست نه در گفته هایش .

ایمان عمیق به هر چیزی نیروهای عظیم باطنی بیدار میکند تا بر محدودیتها چیره شوند.

بخاطر بسپار طوری زندگی کن که هر وقت عزیزانت ,خوبی,مهربانی و بزرگواری دیدند به یاد تو بیفتند .

یادت باشد خداوند به دستهای پاک می نگرد ,نه دستهای پر .

ایمان یعنی بتوانید خود را در حال ستاندن همه چیز ببینید.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 18:15  توسط مریم ایمان دار  | 

سکوت در هنگام مشاجره، زنان را می کشد.

 یک تحقیق جدید نشان میدهد زنانی که هنگام مشاجره با همسر، خود را به سکوت کردن وادار میکنند، بیشتر در معرض خطر مرگ هستند. افسردگی نیز در میان این دسته زنان شیوع بیشتری دارد.

به گفته دکتر الن ایکر (Elaine Eaker) از موسسه اپیدمیولوژی-همه گیر شناسی- ایکر، این چنین "سکوتهای خود خواسته" در طی مشاجره نتیجه تحولی است که در طی سالیان اخیر در زنان ایجاد شده است، در حالی که به زبان آوردن احساسات و افکار به خصوص در زمانی که زن در یک رابطه خشونت بار بسیار ضروری است.

ایکر و همکارانش در طی یک دوره تحقیق ده ساله متوجه واقعیت تکان دهنده ای شدند، زنانی که خود را به سکوت وادار میکنند، چهار برابر بیش از زنانی که در یک مشاجره با همسر خود به راحتی صحبت میکنند، در خطر مرگ قرار دارند.

این تحقیق جدید در نوع خود اولین تحقیقی است که در زمینه روابط میان زوجین، به بررسی رفتار، بیماریهای قلبی و مرگ می پردازد. قبل از این تحقیقاتی در زمینه کمیت و کیفیت زندگی زناشویی و بیماریهای قلبی انجام شده بود. اما در این تحقیق، پرسشهای تازه ای مطرح شد که به گفته ایکر، بیش از پیش به نیروهای درونی موجود در احساسات هر شخص در رابطه با زندگی زناشویی و آنچه واقعا در زندگی مشترک رخ میدهد، پرداخته است.

ایکر و تیم تحقیقاتی او به مطالعه 3682 مرد و زن داوطلب پرداختند که اکثر آنان در آغاز تحقیقات در دهه سنی 40 و 50 بوده اند. شرایط جسمی و شکل گیری یا بروز بیماریهای قلبی و مرگ داوطلبان به دلایل مختلف به مدت 10 سال مورد پیگیری قراگرفت.

نتیجه اینکه در مقایسه با مردان مجرد، زندگی زناشویی برای سلامت مردان مفید بوده است. در این دوره ده ساله احتمال مرگ شوهران 50% کمتر از مرگ مردان مجرد عنوان شده است.

از طرفی این تحقیق نشان میدهد مردانی که همسرانشان با روحیه ای پر تنش از محل کار به خانه باز میگردند، 2.7 مرتبه بیش از مردانی که همسرانشان محیط کار بی دردسری دارند، در معرض بیماریهای قلبی قرار دارند.

این احتمال وجود دارد که مشکلات زن در محل کار به این دلیل برای شوهر تنش زاست که او نمیتواند در این بخش، از همسر خود "حمایت" کند. به گفته این محققان، با تغییر نقش زنان در جامعه، تمام توجه معطوف به آنان شده است، در حالی که این تغییر نقش و انتظارات مرد نیز نیاز به بررسی و درک مجدد دارد.

این یافته ها به خصوص بر اهمیت رابطه کلامی و ارتباط سالم موجود در زندگی مشترک تاکید میکند. ایکر میگوید هرچند که هنوز مطالب مهمی برای بررسی در این تحقیق وجود دارند، اما در کل میتوان نتیجه گرفت که "هر دو طرف باید در زمان برخوردهای اجتناب ناپذیر زندگی زناشویی، برای طرف مقابل خود شرایطی امن مهیا کنند تا وی بتواند احساسات خود را بروز داده و به تشریح آنها بپردازد. این امر برای سلامت خود آنها و همچنین سلامت رابطه بسیار ضروری است."

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 17:58  توسط لیلا راستگو  | 

آقا بیا بخاطر باران ظهور کن

ما را از این هوای سراسیمه دور کن

وقتی برای بدرقه عشق می روی

از کوچه های خسته ما هم عبور کن

آقا بیا به حرمت مفهوم انتظار

دل شکسته ما را صبور کن.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 17:17  توسط حبیبه بخشی پور  | 

    
    1 - مراقب صحبت هاي خود باشيد: نحوه صحبت کردن با فرزندان نقش مهمي در فضاي احساسي خانواده ايفا مي کند.
    
    بايد به فرزندان فرصت دهيد تا در ابراز احساسات خود آزاد و راحت باشند، گاهي، ما از تاثيري که سرزنش ها و انتقادات بر روح و روان کودکان مي گذارد، غافل مي شويم.
    
    روان شناسان معتقدند سرزنش بيش از حد کودکان سبب مي شود آنها دچار احساس گناه و شرم شوند و در خود فرو رفته و درون گرا بار بيايند. هرگز نقطه ضعف يا عيب کودک را نبايد به عنوان يک خصلت دائمي و هميشگي جلوه داد.
    
    مي توان با ذکر دلايل و اثرات سوء رفتار يا کار کودک از او انتقادي سازنده کرد.
    
    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 17:4  توسط لیلا راستگو  | 

یکی از پدیده هایی که در ارتباط با تجهیزات برقدار از جمله خطوط انتقال فشار قوی مطرح می شود، کرونا است. میدان الکتریکی در نزدیکی ماده رسانا می تواند به حدی متمرکز شود که هوای مجاور خود را یونیزه نماید. این مسئله می تواند منجر به تخلیه جزئی انرژی الکتریکی شود، که به آن کرونا می گویند. عوامل مختلفی ازجمله ولتاز، شکل و قطر رسانا، ناهمواری سطح رسانا، گرد و خاک یا قطرات آب می تواند باعث ایجاد گرادیان سطحی هادی شود که در نهایت باعث تشکیل کرونا خواهد شد. در حالتی که فاصله بین هادی ها کم باشد، کرونا ممکن است باعث جرقه زدن و اتصال کوتاه گردد. بدیهی است که کرونا سبب اتلاف انرژی الکتریکی و کاهش راندمان الکتریکی خطوط انتقال می گردد. پدیده کرونا همچنین سبب تداخل در امواج رادیویی می شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 23:5  توسط افشین لاله  | 

طراحی چینی به سفارش شرکت نوکیا تلفن همراه و باطری مخصوص آن را به شکلی طراحی کرده است که برای تامین انرژی باید نوشابه گازدار بنوشد.

به گزارش مهر، مخترعی چینی شیوه ای خلاقانه و کاملا جدید را برای شارژ باطری تلفنهای همراه ابداع کرده است که برای اولین بار می تواند هدفی سودمند و بدون زیان برای وجود انواع نوشابه های گازدار به شمار رود.

وی معتقد است ابداع جدیدش می تواند از میزان هزینه های تجاری و زیست محیطی باطری های تلفن همراه نیز بکاهد زیرا در ابداع وی به جای استفاده از باطری های لیتیومی از نوشابه های گازدار برای انرژی رسانی به تلفن همراه استفاده می شود.

در واقع این باطری جدید تلفنهای همراه را به مواد قندی نیازمند می کند، تنها به یک بسته کامل از قوطی های نوشابه گازدار برای تامین انرژی این باطری ها نیاز است و پس از اتمام شارژ باطری آنچه از نوشابه ها به جا می ماند آب و اکسیژن است.

شارژ

 مخترع چینی این باطری های نوشابه ای ادعا می کند دوام شارژ این باطری ها سه یا چهار بار بیشتر از باطری های رایج است و در عین حال هیچ تاثیر زیست محیطی نیز از خود به جا نمی گذارند. باطری های نوشابه ای به سفارش شرکت تولید تلفن همراه نوکیا ابداع شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 19:17  توسط محسن شعاع  | 

یک استاد ریاضی در دانشگاه از نظر علمی دلیل تنهایی و عدم موفقیت در ازدواج را کشف کرد.او با استفاده از روابط ریاضی اثبات کرد شانس پیدا کردن یک شریک زندگی کامل و بدون نقص تقریبا برابر با 1 به 258 هزار است.

شانس پیدا کردن همسر خوب و کامل 1 به 258000 است

یک استاد ریاضی در دانشگاه از نظر علمی دلیل تنهایی و عدم موفقیت در ازدواج را کشف کرد.او با استفاده از روابط ریاضی اثبات کرد شانس پیدا کردن یک شریک زندگی کامل و بدون نقص تقریبا برابر با 1 به 258 هزار است.
Peter Backus استاد دانشگاه وارویک در مورد علت تنهایی انسان‌ها مقاله ای را منتشر کرده است.
او برای مطالعه عجیب خود از یک فرمول ریاضی مشهور به نام تساوری دریک استفاده کرد که اولین بار برای تخمین زدن احتمال وجود موجودات فرا زمینی در کره زمین به کار گرفته شده بود.
نتیجه ای که از این تحقیقات به دست آمد چندان برای مجردهای بریتانیایی امیدوار کننده نیست .برای مثال آقای Backus متوجه شد با توجه به این فرمول از میان 30 میلیون زن در کشور انگلستان ، فقط 26 زن می‌تواند به عنوان یک شریک مناسب برای او به حساب بیاید.
به این ترتیب او به این نتیجه رسید که احتمال پیدا کردن یک شریک کامل که بین 24 تا 34 سال سن داشته و در شهر محل زندگی او یعنی لندن ساکن باشد بسیار پایین است و نمی‌تواند چندان به آن امیدوار بود.
پروفسور دریک با استفاده از فرمول خود N = R* x Fp x Ne x Fi x Fc x L و جایگذاری مجهول‌های معین پیش بینی کرد بیش از 10 هزار تمدن مختلف در خارج از منظومه شمسی ما در حال تکامل هستند.
اما آقای Backus متغیرهای این تساوی را با معیارهای خود جایگزین کرد و احتمال پیدا کردن یک شریک زندگی را تخمین زد.
او در این باره گفت : شاید این موضوع کمی برای افرادی که به دنبال پیدا کردن فرد مناسبی برای زندگی خود هستند ناامید کننده به نظر بیاید ، اما خبر خوب این است که اگر شما موفق نشدید چنین فردی را پیدا کنید ، چندان مقصر نیستید چرا که احتمال آن بسیار پایین است.
این نظریه به طور کامل در سایت Warwick وجود دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 19:13  توسط محسن شعاع  | 

 زمانی چند بستم لب زگفتار                 دلی فرسوده از بهر جفا کار

 ز خاموشی زبانم تاب بگرفت                  ز اشکم کاخ دل سیراب بگرفت

 حریفان لب به طعنم باز کردند                 ملامت هر طرف آغاز کردند

 که تا چندت چنین خاموش بودن              زبان بستن سراپا گوش بودن

 زبان بگشا که چون افزون شود غم            چو بیرون اید از دل غم شود کم

 چو دیدم همدمان را سخت در کار             سخن در کردم از خاطر به ناچار

 نمودم در فضای عشق جولان                   پریشان زاید از طبع پریشان

 دل پژمرده و گفتار دلکش                          بود گل خواستن از طبع آتش

 دلی کز غم بود همواره پر خون                  نخیزد زو به غیر از اشک گلگون

 سخن کاندر زبان آشفته راند                     پریشان چون دل آشفته ماند

عکس : افشین لاله

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 22:21  توسط افشین لاله  | 

 می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت.
 در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود دکتر مصدق رفت و روی صندلی انگلستان نشست.
 قبل از شروع جلسه یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست اما پیرمرد تحویل نگرفت و روی همان صندلی نشست.
 جلسه داشت شروع می شد و هیات نمایندگی انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خودش بنشیند اما پیرمرد اصلاً نگاهشان هم نمی کرد.
 جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای انگلستان نشسته اید و جای شما آن جاست.
 کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد که مصدق بالاخره به حرف آمد و گفت:خیال می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی انگلیس کدام است؟ نه آقای رییس، خوب می دانیم جایمان کجاست اما راستش را بخواهید چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستن برای خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای ایشان نشستن یعنی چه.
 او اضافه کرد که سال های سال است که دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست.

 با همین ابتکار و حرکت عجیب بود که تا انتهای نشست فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفت و در نهایت هم انگلستان محکوم شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 20:33  توسط محسن شعاع  | 

 این مطلب را كه بخشی از یكی از نامه‌های نادر ابراهیمی به همسرش است
 دوستی كه به ما لطف زیادی دارد برایمان فرستاده و توصیه كرده كه همه زوج‌ها این نامه را چندین بار
 و نه به‌تنهایی كه با هم و در كنار یكدیگر‌ بخوانند.
 برای دوست عزیزمان آرزوی خوشبختی و همراهی همیشگی می‌كنیم و این نامه را به همه زوج‌های ایرانی تقدیم می‌كنیم.
 نادر ابراهیمی (۱۴ فروردین ۱۳۱۵ در تهران - ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ ، تهران ) ، داستان‌نویس معاصر ایرانی است
 او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینه‌های فیلم‌سازی، ترانه‌سرایی، ترجمه، و روزنامه‌نگاری نیز فعالیت
 
کرده‌است.

 همسفر!
 در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم
 و چون باد می‌گذرد
 بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند
 خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا
 مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم
 و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد
 مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم
 یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ را
 و یك شیوه نگاه كردن را
 مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقه‌مان یكی و رویاهامان یكی.
 هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.
 و شبیه شدن دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است
 
 عزیز من!
 دو نفر كه عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست
 كه هر دو صدای كبك، درخت نارون، حجاب برفی قله علم كوه، رنگ سرخ و بشقاب
 سفالی را دوست داشته باشند.
 اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت كه یا عاشق زائد است یا معشوق و یكی كافی است.
 عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای
 تبدیل شدن به دیگری نیست .
 من از عشق زمینی حرف می‌زنم كه ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود
 شدن یكی در دیگری.
 
 عزیز من!
 اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد .
 بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.
 بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم..
 بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید .
 بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم
 ،اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.
 بحث، باید ما را به ادراك متقابل برساند نه فنای متقابل .
 اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .
 سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است.
 بیا بحث كنیم.
 بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.
 بیا كلنجار برویم .
 اما سرانجام نخواهیم كه غلبه كنیم.
 بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا
 آنجا كه حس می‌كنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و
 افسردگی و مرگ، حفظ كنیم.
 من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم كنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و
 عقاید هم را نپذیریم.
 بی‌آن‌كه قصد تحقیر هم را داشته باشیم .
 عزیز من! بیا متفاوت باشیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 20:25  توسط محسن شعاع  | 

  خانمي با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پايين آمدند و بدون هيچ قرار قبلي راهي دفتر رييس دانشگاه هاروارد شدند.

منشي فوراً متوجه شد اين زوج روستايي هيچ کاري در هاروارد ندارند و احتمالاً اشتباهی وارد دانشگاه شده اند. مرد به آرامي گفت: «مايل هستيم رييس را ببينيم.»
منشي با بي حوصلگي گفت: «ايشان امروز گرفتارند.»
خانم جواب داد: « ما منتظر خواهيم شد.»
منشي ساعتها آنها را ناديده گرفت و به اين اميد بود که بالاخره دلسرد شوند و پي کارشان بروند. اما اين طور نشد. منشي که دید زوج روستایی پی کارشان نمی روند سرانجام تصميم گرفت برای ملاقات با رییس از او اجازه بگیرد و رییس نیز بالاجبار پذیرفت.رييس با اوقات تلخي آهي کشيد و از دل رضایت نداشت که با آنها ملاقات کند. به علاوه از اينکه اشخاصی با لباس کتان و راه راه وکت وشلواري دست دوز و کهنه وارد دفترش شده، خوشش نمي آمد.
خانم به او گفت: «ما پسري داشتيم که يک سال در هاروارد درس خواند. وي اينجا راضي بود. اما حدود يک سال پيش در حادثه اي کشته شد. شوهرم و من دوست داريم بنايي به يادبود او در دانشگاه بنا کنيم.»
رييس با غيظ گفت :« خانم محترم ما نمي توانيم براي هرکسي که به هاروارد مي آيد و مي ميرد، بنايي برپا کنيم. اگر اين کار را بکنيم، اينجا مثل قبرستان مي شود.»
خانم به سرعت توضيح داد: «آه... نه....  نمي خواهيم مجسمه بسازيم. فکر کرديم بهتر باشد ساختماني به هاروارد بدهيم.»
 رييس لباس کتان راه راه و کت و شلوار دست دوز و کهنه آن دو را برانداز کرد و گفت: «يک ساختمان! مي دانيد هزينه ي يک ساختمان چقدر است؟ ارزش ساختمان هاي موجود در هاروارد هفت و نيم ميليون دلار است.»
خانم يک لحظه سکوت کرد. رييس خشنود بود. شايد حالا مي توانست از شرشان خلاص شود. زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت: «آيا هزينه راه اندازي دانشگاه همين قدر است؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نيندازيم؟»
شوهرش سر تکان داد. رييس سردرگم بود. آقا و خانمِ "ليلاند استنفورد" بلند شدند و راهي کاليفرنيا شدند، يعني جايي که دانشگاهي ساختند که تا ابد نام آنها را برخود دارد:
دانشگاه استنفورد از بزرگترین دانشگاههای جهان، يادبود پسري که هاروارد به او اهميت نداد.
 

تن آدمی شریف است به جان آدمیت          نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 20:16  توسط محسن شعاع  | 

 

باران در پلنگان

 

 گاهی رسد غمی اندازه کوه                    گاهی رسدنشاط اندازه دشت

افسانه زندگی چنین است عزیز                 در سایه کوه باید از دشت گذشت

ردیف

تاریخ

مکان

1

04/10/88

منطقه حفاظت شده بختگان

2

11/10/88

زنجیرو

3

18/10/88

دارگ

4

25/10/88

تارو

5

02/11/88

چهار اشکن

6

09/11/88

شیخ مرغ

7

16/11/88

دهلو

8

23/11/88

سپیدان

9

30/11/88

بشر

10

07/12/88

باغ بر

11

14/12/88

نجم الدینی

12

21//12/88

دور قلات

13

28/12/88

اربو

 

 

عکس : افشین لاله

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 12:49  توسط افشین لاله  | 

 بیل گیتس، رئیس مایکروسافت، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستان‌های آمریکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش‌آموزان نمی‌آموزند. او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبیرستان فرا نمی‌گیرند، بیان كرد. اصول بیل گیتس به این شرح است:

اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.

اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.

اصل سوم: پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوق‌العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آن‌که بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.

اصل چهارم: اگر فکر می‌کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد .

اصل پنجم: آشپزی در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد.
پدربزرگ‌های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار
یک فرصت بود...

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از
نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

اصل هفتم: قبل از آن‌که شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می‌رسد، ملال‌آور نبودند.   
 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 20:47  توسط محسن شعاع  | 

زمین خشک است و امید ما به باران                       ببار باران ، خدایا

مگیر از ما امید رحمتت را                      بباران بر سر ما رحمتت را                  ببار باران ، خدایا

بباران تا جهان سر سبز گردد                 چو روی مردمان خشنود گردد              ببار باران ، خدایا

که تا ایران زمین آباد گردد                      چو روی مرد و زن خشنود گردد            ببار باران ، خدایا

بباران روز و شب بر دشت و صحرا           بباران ابر رحمت را به ایران                  ببار باران ، خدایا

خداوندا به احسانت به حق نور تابانت     مگیر از ما تو ابر پر ز بارانت                  ببار باران ، خدایا

زمین خشک است
عکاس و شاعر : محسن شعاع

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 19:7  توسط محسن شعاع  | 

تا شد به کوی عشق تو جانا نشست ما          چشمت به غمزه برد دل و دین زدست ما

برخاستی به کینه چو دل در غمت نشست        جز این نبود حاصل و سود از نشست ما

ما را ز شرب باده مترسان ز شیخ شهر              کاین جرعه بود قسمت روز الست ما

بهر شکست ما چه کنی جهد زاهدا                 یابد شکست هر که بخواهد شکست ما

غافل بود عدو که بود شیر چرخ صید                گردد خدنگ کینه رها گرز شست ما

بر سوی ما به چشم حقارت مبین که هست              هستی کاینات سرا سر ز هست ما

نبود عجب بر افسر چرخ ار نهیم پای                   کاین نیز هست مرتبه پست پست ما

از دل خیال حوری و غلمان به در کنیم                 گر دامن وصال تو افتد به دست ما

زد پشت پا شعاع به گیتی  چو در جهان              رو سوی کس نکرده دل حق پرست ما

شاعر : شعاع الملک

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 22:12  توسط محسن شعاع  |